ببخشید که ناگزیرم به تاریخ گذشته نه چندان دور جهت توجیه برخی دوستان عزیزم چنگ بیاندازم.
سال 1384 را همه ما به یاد داریم عجب حال و هوایی داشتیم همه قدرت های سیاسی پا به میدان نبرد گذاشته بودند و توده های مستضعف جامعه همه نا امید از 8 سال حاکمیت آقای خاتمی بر ارکان اجرایی کشور همه در رخوت به سر می بردند و هیچ بارقه امیدی در دل آنها نبود.
امت حزب الله هم با توجه به رویارویی جناح چپ و راست در کشور غرق تماشای دوئل مصنوعی این دو جریان بودند که ناگهان مردی نه در قد و قواره های جنا ح های سیاسی بلکه از جنس مردم با قیا فه ای ساده و کلامی بر گرفته از غیرت دینی و انقلابی پا به عرصه رقابت نا برابر انتخابات گذاشت.
اینجا بو د که جانها روحی دوباره گرفت و مردم امیدوار به انقلاب و سر خورده از برخی حاکمان دوباره شاهد حرفهایی از جنس خودشان بودند و چون از دل بر می آمد لاجرم بر دلهای زخم خورده مردم می نشست.
و او آمد....
با همه فراز و نشیبهایی که داشت ولی یک راه را پیمود راه خدمت بی وقفه و بی شائبه به مردم و طبقات محروم جامعه.و این راه تا کنون ادامه دارد و هیچ کس منکر آن نیست و نمی تواند هم باشد.
نگارنده هرگز ادعا نکرده که هیچ انتقادی بر آقای احمدی نژاد و عملکردش وارد نیست بلکه معتقد است با همه اشتباهات ،ایشان از راه درست و ترسیمی توسط رهبر معظم انقلاب که خدمت بی وقفه به مردم بوده است ذره ای عدول نکرده است ولی حتما در برخی مواقع دچار اشتباهاتی در تصمیم گیری شده است.
و اما در مورد مسائل اخیر :
بنده حقیر معتقدم اسلام ناب محمدی که قریب به نیم قرن اخیر توسط امام عزیزمان برای ما تئوریزه شده است و توسط مقام معظم رهبری و روحانیت اصیل و علمای بزرگوار تفسیر و به جامعه تعلیم داده شده ،سرشار از راهکارهای درست و الهی و انسانی جهت تذکر خطا و اشتباه به انسانهاست.
آن هم به انسانی که خود را ملتزم به ولایت فقیه میداند و راه احتمالا درست یا نادرست خود را در جهت تثبیت نظام ولایی می داند.قیاس ایشان با منحرفین قیاس غلط و باطلی ست و خدای نکرده باعث ظلم کثیر می گردد.
رهبر معظم انقلاب بارها در زمانهای مشخص و درست همزمان با اعتراضات برخی دلسوزان به برخی از منتسبین به آقای احمدی نژاد و متاسفانه در پی سوء استفاده برخی از مغرضین و مخالفان انقلاب ،چندین بار نخبگان و اصحاب انقلاب و در اصل خودی ها را به اصلی وفرعی کردن مسائل فرا خواندند.این صراحت کلام در بر گیرنده پیامی بود برای امروزمان.
نگارنده تحلیل برخی مطالب و عملکردهای برخی منتسبین به آقای احمدی نژاد را به اهل فن و مخصوصا در مورد تعارضات دینی آن به علما و روحانیت بیدار و انقلابی واگذار می کندو معتقد است با بصیرت افزایی هیچ مشکلی برای نظام و انقلاب به وجود نمی آید چون هیچ مدلی غیر از مدل بر گرفته از اندیشه های امام سفر کرده و جانشین خلفش در متن مردم پذیرش ندارد. و حتی فرعی خواندن مسئله توسط رهبری به بی آثر بودن برخی حرکات در مسیر تعالی ملت اشاره دارد.
با توجه به هشدارهای برخی از افراد خوش سابقه و بصیر و عالم بسان آیت الله مصباح و امسال ایشان در مورد برخی عملکردها و و جهت گیری های افرادی که در نزدیکی رئیس جمهور هستند نگارنده معتقد است در خوشبینانه ترین وضعیت این دوستان احاطه درستی به مبانی اسلامی ندارند و نباید بدون احاطه کامل به دکترین امام راحل(ره) در اداره جمهوری اسلامی که برگرفته از قوانین و احکام اسلام است دست به تئوری پردازی زده و اذهان جامعه را نسبت به مسائل اصلی که مورد اهتمام شخص آقای احمدی نژاد هست را خدای نکرده منحرف کنندو باعث وقفه در خدمت رسانی به مردم شوند.
البته در این مورد هم میتوان به آقای احمدی نژاد هم که به شدت از مشغول شدن دولت به موارد حاشیه ای پرهیز دارند خورده گرفت و منصفانه و با رعایت عدالت و انصاف به ایشان تذکر داد.
به نظر نگارنده در این یک هفته اخیر و در این روزها اشتباه استراتژیک و غیر قابل تصوری در حال وقوع هست.و علارغم تاکید رهبر معظم انقلاب بر اطمینان به مردم جهت جلوگیری از کوچکترین انحرافی در انقلاب هنوز برخی افراد دوست دارند آن را به مساله اصلی کشور تبدیل کنند.
یادم می آید به صحبتهای رهبر و مولایمان در جمع دانشجویان دانشجویان:
" مواظب باشید در هیچ مرحله اى، شما تكمیل كننده ى پازل دشمن نباشید"
برای روشن شدن موضوع توجه دوستان انقلاب و ولایت را به عمق این اشتباه بزرگ با چند استدلال سوق می دهم البته تشخیص صحیح یا نا صحیح بودن آن به خوانندگان عزیز بر می گردد:
و اما اشتباهات بزرگ دوستان:
1- چرا دوستان عزیز عمق این تعارض در دولت را با عمق خیانت خبیثانه و عامدانه سران فتنه مقایسه کرده و سعی دارند آن را فتنه جدید بنامند.آیا این خود انحراف بزرگ نیست؟ اگر نیست چه استدلال محکمی و جود دارد که دوستان ، دو طیف را هم پیاله هم دانسته و به تعبیری هر دو را با یک چوب می رانند؟
2- به نظر می رسد دوستان طرفدار آقای احمدی نژاد "حداقل در زمان انتخابات" توجه حداقلی نیز به موضع گیری های مخالفان گفتمان احمدی نژاد در طول ای چند هفته اخیر بکنند و ببینند چرا نه تنها موضع گیری های آنها بلکه موضع گیری های ما چقدر شبیه آنها شده و حتی در برخی مواقع با سرازیر شدن احساساتمان از آنها هم در این راه جلو زده ایم.
3- بزرگ کردن آدمها خدمتی بود که متاسفانه در افراط در نقد بیش از حد منتسبین به آقای احمدی نژاد توسط ما در حال وقوع هست و اگر این دوستان بخواهند از این فضا جهت پیشبرد راهبرد سیاسی خود بهره بجویند شک نکنید که استفاده شایانی خواهند کرد که بعدها مورد تعجب همه ما خواهد شد.
4- احمدی نژاد سرمایه اجتماعی تفکر ولایی است حداقل در اذهان توده های مردم که به ایشان جهت حل مشکلاتشان امید بسته اند و حتی در صورت خطا و اشکال تخریب بیش از حد ایشان به این تفکر اصیل لطمات جبران ناپذیری را خواهد زد که خود قابل تامل است.
5- به نظر می رسد برخی از دوستان به جای تاکید بر بصیرت افزایی در جامعه و جلوگیری از بسط تفکرات غلط، بر پایه آگاهی بخشی ،راهکار بسیار پر هزینه مجادله را بر گزیده اند که این خود به غبار آلود شدن فضا کمک کرده و نقطه مقابل بصیرت افزایی می باشد .کمترین عیب این کار موج سواری دشمنان اصلی تفکر ولایی و عدالت طلبانه نظام اسلامیست.و این همان چیزی هست که دشمن در پی آنست.
6- در هر موقع که احساس کنیم توجه شود "احساس کنیم!" که حرفهای رهبری را کسی گوش نمی کند دست به اعمالی بزنیم که خدای نکرده برای رهبری انقلاب زحمت مضاعف ایجاد کرده و مشکلات عدیده تری را ایجاد نماییم. و آقای احمدی نژاد را حتی بر فرض تعلل در اجرای فرمان رهبری انقلاب به سان ضد انقلاب با ایشان برخورد کنیم و یا اجازه توهین را به توابین دروغینی همچون ابطحی به این نظام مظلوم را بدهیم و خدمت مضاعف و بی مزد و مواجب خود را به دشمنان این نظام که میلیون ها دلار برای ناکارمدی این دولت در داخل و خارج خرج می کنند ارزانی کنیم؟! دوستان عزیز آیا این انصاف است!
7- برخی می گویند ما با احمدی نژاد کاری نداریم ما می خواهیم دامن ایشان را از برخی انحرافات پاک کنیم این حرف تا حدود زیاذی مورد قبول نگارنده است ولی معتقدم در عمل و حتی در نقدهایمان پا را فراتر گذاشته و متاسفانه در برخی مواقع به ایشان ظلم کرده ایم.درست است که احمدی نژاد باید به صحبت های متفکران و اندیشمندان بزرگی همچون آیت الله مصباح و آیت الله حائری و امثالهم گوش فرا دهد و به تصحیح امور خود بپردازد و حتی در تبعیت از احکام حکومتی وقفه ای نداشته باشد ولی باید مراقب بود که اگر تصحیحی هم باید صورت پذیرد نباید دوستداران نظام از دایره انصاف خارج شوند.و هر کدام با برداشتهای شخصی خود و شاید در مساله ای که به عمق آن تبحر ندارند به انتقاد بپردازند و از رنگ و بوی انتقاد عالمانه علما بکاهند.
8- همگان به این نکته حتما اذعان دارند که دشمن اصلی ما و همه مستضعفان عالم آمریکا و اسرائیل جنایتکار و قدرت های فاسد جهانند .نباید این جمله کلیدی امام را فراموش کرد که در هر زمان برای سنجش اعمال خود به اظهار نظر های بیگانگان و رسانه های متعلق به آنها پرداخت.آیا تا به حال با همه نقاط مبهمی که در ذهن برخی دوستان در مورد آقای احمدی نژاد وجود دارد تا به حال آنها به تعریف از ایشان پرداخته اند؟و آیا احمدی نژاد بسان خاری در چشم آنها نیست؟ و آیا آنها ایشان را رئیس جمهور مورد تایید رهبری نمی خوانند؟اگر چه همه اینها نافی برخی از اشتباهات ایشان نیست ولی مهم مسیر درست هست که ایشان در حال پیمودن آن است و این هم مورد تایید رهبری انقلاب است.و تا وقتی هست ما باید حامی آن باشیم.
اینها و همه اینها نکات استفهام بر انگیزی هست که هر دوستدار به انقلاب و ولایت فقیه را بر آن می دارد که همیشه با مرور عملکرد خویش هر چه زودتر به جبران و اصلاح و بر گرداندن اعتدال به سخن و نوشته خود اهتمام بورزد و با تمسک به معجون معجزه آسای بصیرت و تبعیت بدون افراط و تفریط از فرامین ولی فقیه از غوطه ور شدن در خطاهای استراتژیک و تضعیف جایگاه خودی ها جلوگیری کند.
ان شاء الله
علیرضا "عدالت" 7/2/1390

2 خرداد است انتخابات پرشوریست
مردم چه صف هایی برای رای دادن تشکیل داده اند.
از همان ابتدای رای گیری مشخص بود که رای آقای خاتمی بیشتر از آقای ناطق نوری است.
برخی مذهبی ها خیلی ناراحت بودند فکر می کردند انقلاب از دست رفت!؟
من هم بخواهم واقعیت را بگویم اضطراب داشتم.
نه از حضور پرشور مردم که این حضور خارج از اینکه چه کسی انتخاب می شود تثبیت نظام را ثابت می کرد.
اضطراب من از این بود که کارگزاران دولت قبل و افرادی که به لحاظ تئوریک با نظام مشکل داشتند آماده بودند که نظام را به چالش بکشند و موج سواری کنند.
افرادی که می توان از انقلابیون دو آتیشه دیروز تشکیل شوند تا وابستگان به رژیم منحوس پهلوی!!!
عیب بزرگ آقای خاتمی به غیر از تسلیم در برابر غرب و تفکر غربی عدم شفاف سازی در مورد کلمات و واژه گانه سر زبان ایشان بود؟!
کلماتی مانند:
آزادی!
اصلاحات!
اسلام مد نظر ایشان!
اظطراب من همین واژگان است آنجا که ممکن است تفسیر و عمل ایشان بشود آنچه که نباید بشود!!
آزادی بشود بی بندباری!
اصلاحات بشود حذف مفاهیم دینی و اعتقادی!
اسلام هم بشود اسلام آمریکایی!
رای گیری تمام شد.
صندوقها در حال شمارش است.
قلبهای مردم می زند به عشق ایجاد فضای بهتر از گذشته.
نبض احزاب در حال کند شدن است تا ببینند پرستوی خدمتگزاری مردم را چگونه می توانند به اژدهای قدرت تبدیل کنند.
و من در فکر آقا هستم.
خدایا به آقا صبر بده از جنس یعقوب کمتر از آن نمی شود..
شاید هم بیشتر از صبر یعقوب !
ادامه دارد...

چه شور و شوقی در مردم حاکم است!
حضور مردم در کوچه ،بازار،مسجد،مدرسه و دانشگاه بیانگر یک حضور بی نظیر و غیر قابل بیان است.
رسانه های متعلق به اجنبی و ضد انقلاب تحریم را اولویت اول تبلیغات خود قرار دارد و شبانه روز در حال یاس آفرینی بین مردم هستند!
ولی بنازم این مردم بصیر و با وفا را،بی خیال اونها در حال تصمیم گیری و بحث و نظرند.
رهبر فرزانه انقلاب این روزها محور سخنرانی های خود را انتخابات و معیارهای کاندیدای اصلح گذاشته اند.
هر چی مقایسه می کنم معیارها رو با عزیزان کاندیدا به نتیجه نمیرسم!
امشب توی مسجد با دوستانم در مورد معیارها که صحبت می کردیم به این نتیجه رسیدیم که باید از برخی اونها را جدی تر در ارزیابیاموت در نظر بگیریم!
یکی ولایت مداری و دومی حفظ اسلام و کشور را سر لوحه کار خود قرار دهد.
وقتی نمی توان روی نگاه حداکثری توقف کرد باید ناچارا نگاه حداقلی را مورد توجه قرار داد.
باید حداقل ها و الزاماتی که آقا مشخص کرده رادر نظر گرفت.
آن چیزی که در تبلیغات ستادهای آقای خاتمی در کشور مشخص است نوع تبلیغات بی بندوبار، نسبت به عرف موجود و شرع مقدس است که اولین بار پس از انقلاب شکوهمند اسلامی بود که این اتفاق می افتاد.
تظاهر به روشنفکری و تناسب اسلام با غرب هم از جمله دیالوگ هایی بود که در کلام خاتمی و مبلغانش هویدا بود!
آقای ناطق هم که ادامه دادن راه شیخ سازندگی را فریاد می زند!
ولی خوب در اصول کمی بهتر از خاتمی بود!
آقای ری شهری هم انسان شریف و خوبی نشان می داد ولی بزرگترین مشکلشان بحران مقبولیت بود.
یک هفته مانده به انتخابات است خیلی خیلی نگرانم !نگرانیم از رای مردم نیست نگرانیم از حوادث پس از انتخابات است چون سیاسیون حزبی نشان دادند که میثاقشان با مردم بسان تارهای عنکبوت است!
بله تعجب نکنید "تار عنکبوت"
ادامه دارد.......

شواهد امر نشان می داد انقلاب تا آن زمان در یک امر ناموفق بوده و آن هم تربیت سیاستمداران چپ و راست برای سبقت گرفتن در خدمت رسانی به مردم ودر این راه کسب آرای مردم بوده است!
انقلابی که دنیا را لرزاند٬چگونه نمی تواند دلهای سیاستمداران جناحهای سیاسی را قلقلکی کند.!
خدای من این چه دعوای قدرتی هست که مردم به جان هم افتاده اند!
از پدرم شنیدم که کمترین منازعات و بد اخلاقی های سیاسی در دوران ریاست جمهوری شهید رجایی و مقام معظم رهبری بوده است!
می دانم چرا!
تحلیل من این است که این دو بزرگوار فرا جناحی و بسیار بزرگتر از جریاهای سیاسی چپ و راست بوده اند و خود یلی در عرصه انتخابات بودند.
ولی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ مثل اینکه جریان کاملل متفاوت است.دو کاندیدای مطرح خودشان را مجری برنامه جناح خود قرار می دهند و علنا به آن تفاخر می کنند؟!
از کارگزاران حاکم و چپ که آقای خاتمی را مسحور ید طولای خود کرده اند که تا جناح راست که با تمام قوا به وسیله تشکلهای خود وارد میدان کارزار شده اند!
نهاد های انقلابی و تشکلهای مهم و تاثیر گذار مثل جامعه روحانیت و جامعه مدرسین هم بنا به اقتضائات خاص و احساس خطری که از سوی لیبرال ها و ملی گرا ها و اجانب می روند به سمت آقای ناطق نوری رفته اند؟!
توی دلم بلبشویی هست!
آخه ناطق مرد این کارزار سخت نیست!
نطق های انتخاباتی آقای ناطق همه را به یاد دوران آقای هاشمی می انداخت .آن واقعه فراموش نشدنی۷۴ و له شدن مردم مستضعف زیر چرخ سیاستهای تعدیل اقتصادی دولت!
محمدرضا می گفت آقای خاتمی آمده که تحول به وجود آورده و دوران آقای هاشمی را پایان دهد!
ولی شواهد امر این را نشان نمی داد!
حمایت هاشمی!
حمایت حزب کارگزاران!
همراهی سر و بدنه دولت هاشمی با خاتمی!
حرف شنوی خاتمی از هاشمی!
اینها و همه اینها نکات استفهام برانگیزی بود که ذهن جوان من را به خود مشغول کرده بود!
خدای من چه اتفاقی می خواهد بیفتد!
ادامه دارد......


پدر می گفت این اولین بار پس از انقلاب هست که کاندیدا های ریاست جمهوری با این حجم تبلیغات و ریخت و پاش وارد عرصه انتخابات شده اند.
آقا بابا خادم مسجد چقدر حال می کرد با این تبلیغات!
آخه اون کاغذ و کارتن باطله ها را جمع می کرد و می فروخت تا شاید بتواند بچه های ریز و درشتش را سر و سامان بدهد!

یادم هست بچه های پوستر چسبون هر دو تا کاندیدای مطرح دیگه دل رو به دریا زده بودند و با دست سریش ها رو می زدند پشت پوسترها و شهر را کادو پیچ برگزاری انتخابات می کردند؟
محمدر ضا می گفت :خاتمی خوشتیپ هست و برا ایران در مجامع بین المللی افتخار آفرینی می کند؟!
به محمد رضا گفتم برادر من اینم شد مزیت برا انتخاب کردن؟!
علی که از متعصبین حامی ناطق بود می گفت آقای ناطق گفته من ادامه دهنده راه هاشمی رفسنجانی هستم؟!
به علی گفتم :........ بماند
تنها مزیت ناطق با بقیه فقط تایید جامعه مدرسین بود که این برا چون منی خوب قابل توجه بود.
البته هنوز ته دلم با هیچکدومشون نبود!
ادامه دارد..........


جامعه مدرسین آقای ناطق را معرفی کرده بود آقای هاشمی رفسنجانی تلویحی از خاتمی حمایت می کرد!آقای ری شهری و ؟آقای زواره ای هم که بودند.
من هم به هر مناسبتی که رهبری صحبت می کردند خودم اخبار رو پیگیری و سخنان ایشون را در مورد شاخص های انتخاب اصلح با افراد حاضر در انتخابات مقایسه می کردم.
خیلی سخت بود!
هر روز با محمدرضا بحث می کردم.
توی مسجد هم با طرفداران خاتمی بحث می کردم.
یادم می آید آیت الله حائری شیرازی به شهر ما آمده بود برای حمایت از ناطق.
همه اطرافیان ایشون شعار می دادند "رییس مجلس ما رییس جمهور ما"
البته هسته مرکزی ستاد آقای خاتمی در شهر آدمهای خوش نامی نبودند!
روحانی و سید وارسته و مورد قبول شهر از ناطق حمایت کردند.
کم کم جبهه ها مشخص شد .البته منظورم در بین مردم نه بلکه در بین فعالین سیاسی!؟
ولی هیچ کدوم از کاندیداها به دلم نمی چسبید!
خاتمی را به علت مواضعش و ناطق را به خاطر بی برنامگیش نمی پسندیدم.
ادامه دارد .....

سال 1376 در ایام نوجوانی!
اون موقع ها دانش آموز زرنگی بودم هر وقت اراده می کردم که کار بزرگی را انجام بدم حتما عملیاتی می شد.یادم هست در تمامی محافل مذهبی و سیاسی که پدرم شرکت می کرد با سن و سال کمی که داشتم (دوم دبیرستان) شرکت می کردم.از مسجد جامع گرفته که بابا هم مسئول پایگاه آنجا بود و هم رییس هیات امنا و هم مسجد پایگاه انقلاب تا جلسات خصوصی و خانوادگی که در آن افراد مخالف و موافق بحثهای چالشی نابی را با هم انجام می دادند.
خیلی با دقت مسایل را می شنیدم و این محافل شاید جهت دهی شایانی در هدایت من در سالهای بعد داشت و شاید در این مورد مرهون پدر بزرگوارم باشم.
پدر من از معدود آدمهایی بود و هست که هنوز روحیه انقلابی خود را پس از سالهای زیادی که از انقلاب می گذرد هنوز حفظ کرده و به آن افتخار می کند.
شاید روحیه ذلت ناپذیری و نفوذ ناپذیری در برابر تفکرات منحرف را از ایشان اموختم که این خود توفیقی بود که به آن نائل شدم.اینها مقدمه ای بود که وارد بحث اصلی شوم.
وارد شدن من به بحث های واقعی در نظام سیاسی شاید از صف صبحگاهی 14 فروردین 76 دبیرستان شروع شد ان موقع که پس از تلاوت قرآن و دعا به صف کلاس دوم برگشتم ومحمدرضا دوستم گفت شنیدی که کاندیدای دیگری هم به انتخابات اضافه شده ؟
گفتم کیه ؟
گفت شنیدم آقایه به نام فاطمی!
گفتم :فاطمی یا خاتمی؟
گفت :علیرضا آهان همون خاتمی.
می گن خیلی هالیشه!
گفتم باید روش فکر کنم و تحقیق کنم الکی که نمیشه به یه نفر اعتماد کرد !
این آغاز ورود من به این داستان هست حتما تا آخر با من همراه باشید شاید خوشتان آمد
ادامه دارد..............


این روزها که از گوشه کنار بحث هایی را در مورد تجدید نظر در قانون انتخابات را می شنوم به یاد داستان پر رمز و راز مشروطیت می افتم.

آنجا که شيخ فضل الله نوري به دليل اتخاذ مواضع اصولي مبتني بر شريعت اسلام نسبت به مقوله مشروطه خواهي همواره از سوي تجددگرايان غرب گرا متهم به حمايت از استبداد و مخالفت با آزادي و مشروطه خواهي مي شد. اين اتهام تا به آنجا پيش رفت که اسباب شهادت ايشان را توسط اين گروه فراهم ساخت.
شيخ به دليل نوع نگاهي که به آزادي داشت مورد غضب مشروطه خواهان افراطي وابسته بود. او به آزادي در چارچوب شريعت اسلام اعتقاد داشت و علت مخالفتش با آنچه که افراطيون از آن تحت عنوان آزادي در مقابل استبداد ياد مي کردند اين بود که آنان به آزادي در چارچوب اصول اسلام اعتقادي نداشتند.
شيخ مشروطه و پارلمانتاريسم مطلقه غربي را به دلايلي چون ناسازگاري با موازين اسلامي رد مي کرد اما اين موضوع هرگز به معناي قبول استبداد نبود. شيخ معتقد بود مشروطه اي که در فرنگستان ساري و جاري است با مشخصات خاصي که دارد شايسته اجرا در ايران نيست بلکه ايرانيان بايد مشروطه اي منطبق بر سنن ملي و مذهبي خود برقرار کنند. او به دليل اتخاذ اين سياست يعني محکوميت استبداد قاجار و رد مشروعه غربي مورد غضب هر دو گروه بود و با بيان آرا وانديشه هاي خود جريان سومي را در آن دوران هدايت و رهبري مي کرد.
شيخ شهيد با حضور در جلسات کميسيون تدوين مي کوشيد تا روح قانون اساسي را براساس شريعت اسلامي بنا کند. مقاومت سرسختانه او در برابر اهداف مشروطه خواهان غرب گرا و سکولار با واکنش تند آنان مواجه شد.
حضرت امام خمینی ( ره ) : با تیزبینی در این باره می فرمایند:"
ببینید چه جمعیت هایی هستند که روحانیین را می خواهند کنار بگذارند..... کشتند مرحوم نوری را و مسیر ملت را از آن راهی که بود، برگرداندند به یک مسیر دیگر و همان نقشه الان هست
امروز که به برکت انقلاب اسلامی و تاسیس شورای محترم نگهبان آرزوی بزرگ شیخ شهید و مجاهدان گذشته فراهم آمده هست عده ای کج سلیقه و بعضا مغرض در نظر دارند این دستاورد بزرگ را پیش پای تفکر منحط غربی و غیر الهی خود قربانی کنند که ان شاء الله این توطئه پیچیده نیز با تدبیر رهبر فرزانه انقلاب و مردم وفادار برطرف خواهد شد.
ان شاء الله


همیشه در مواجهه با مشکلات و نارسایی ها اولین راهکاری که به ذهن ما متبادر می شود حذف کامل آن نارسایی و بازسازی دو باره آن است.
در جریانات پس از انتخابات نیز بسیاری از دلسوزان نظام اسلامی و حتی خود ما ابتدا به ساکن در خلوت خو رای به حذف کامل جریان مخالف می دادیم که این هم نشات گرفته از غیرت دینی و ملی همه ما داشت که در سلوک زندگی خود به درک آن نائل آمده بودیم.
بعد از اعلام نتایج انتخابات اخیر٬ که نقاطی از شهر تهران به واسطه غفلت خواص و بهتر بگوییم خیانت دانسته و ندانسته جریان مغلوب انتخابات تا یک هفته جولانگاه اغتشاشات خیابانی بود.شاید برخی از ما انتظار برخورد انقلابی و سخت را با معترضان داشتیم که دیگر جرات هجمه به نظام اسلامی را نداشته باشند .
ولی جمعه تاریخی و تدبیر رهبری همان فکر ما بود و هم نبود!
از آنجا حرف ما بود که آقا گفتند:
"يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانتها و تهمتها را بيان مي كرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي گذاشت ."
از آنجا حرف ما نبود که آقا گفتند:
"و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را كمرنگ جلوه مي داد و شخصيتهايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كرده اند زير سؤال مي برد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است بيان مي كرد."
از آنجا حرف ما بود که آقا گفتند:
"ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84 اختلاف نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است."
از آنجا حرف ما نبود که آقا گفتند:
"آقاي هاشمي رفسنجاني در دوران مبارزه با رژيم ستم شاهي از اصليترين و جدي ترين افراد نهضت و بعد از انقلاب هم از مؤثرترين شخصيتهاي همراه امام بوده و بارها تا مرز شهادت پيش رفته است ضمن اينكه پس از رحلت امام بزرگوار هم، تا امروز در كنار رهبري بوده است"
از آنجا حرف ما بود که آقا گفتند:
"برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است.اينگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر اين تصورات غلط، عواقبي هم پيدا كند مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت"
آنجا که بغض همگان شکست:
"ای سید و مولای ما، ما آنچه را لازم بود انجام دادیم و آنچه را باید گفت، گفتیم و خواهیم گفت. ما جان ناقابل و اندک آبروی خود را در کف دست گرفته ایم و آن را در راه انقلاب و اسلام فدا خواهیم کرد، ما این راه را با قدرت ادامه خواهیم داد و شما که صاحب حقیقی این انقلاب و کشور هستید برای ما دعا کنید."
نتیجه اخلاقی:
به نظر می رسد ما برخی مواقع قاعده الهی امام و امت را به هم می زنیم!امت هیچ گاه جلو امام خود حرکت نمی کند.این یک آزمایش بود شاید آزمایشهای دیگر هم نزدیک باشد نزدیکتر از اینکه حتی فکرش را بکنیم. باید خودسازی کنیم که امت خوبی برای اماممان باشیم.
یا حق
ادامه مطلب...






