"۱۶ آذر" بارانی اهورایی بر قلبهای نیمه جان دانشجویان

ای باران ببار بر زمین تا راه را بهتر بیابیم.
باران می بارد و چه زیبا زمین را از آلودگی ها پاک می کند.
چه خوب می شد اگر به جای "احزاب" "گلزار و چمن زار" محیط دانشگاه را آکنده از مهر و دوستی
می کرد.
و کاش به روی برخی از ما به جای دلارهای" یانکی ها"قطرات زیبای باران می ریخت.
آیا می شود بارانی بیاید و گرد و غبارها کنار برود و راه ۱۶ آذر را دوباره پیدا کنیم!؟
و در این باران بیابیم که" آقای نیکسون" و"نوکران ایرانیش "در کدام بیقوله به ما می خندند.
ودکتر شریعتی عزیز چه خوب گفت:((" آذر" مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند!)) .
گاهی چقدر از مهمان نوازی ایرانیان در برابر اجنبی می ترسم !که نکند به جای گوسفند برخی ها به خاطر خوش رقصی دوباره یاران دبستانی را از تیغ بگذرانند!

چه خوب بود بارانی از جنس علم الهدی و یاران شهیدش دوباره باریدن می گرفت.و این بار نه در هویزه بلکه در همین جا در "دانشگاه "در کنار همه ما یاران دبستانی!

ای کاش باران می بارید........

ادامه مطلب...

آقاي رييس جمهور به فرياد مشاوران جوان برسيد

در چند پست قبل مطلبي را تحت عنوان (آنگاه كه مشاوران جوان پر طمطراق مي شوند) را آوردم، ولي با كمال تاسف با بي اعتنايي مسولان مواجه شد!!!
در ماه گذشته چند تن از فعالان دانشجويي ،آقاي احمدي نژاد را در دو نشست خود در بين دانشجويان ،يكي در نهاد رياست جمهوري و دومي در دانشگاه علم و صنعت ، در مورد مشاوران جوان به باد انتقاد گرفتند!
البته نگارنده ، كمترين تقصير را متوجه رييس جمهور و بيشترين تقصير را متوجه حضرات وزيران و استانداران در عدم سازماندهي درست مشاوران جوان مي داند.
از آنجا كه به اين فكر ناب و با ارزش آنچنان كه بايد در اين 5/2 سال توجه نشد و حتي به تعبير رييس جمهور محترم ، يك سوم توقع ايشان نيز در مورد مشاوران جوان برآورده نشده لذا تحول اساسي در اين مورد لازم به نظر مي رسد.
به همين منظور نگارنده موارد زير را پيشنهاد مي دهد.
1)سازماندهي درست و منطقي مشاوران جوان
2)تقويت جايگا ه همه اعضا گروه مشاوران در ورياست جمهوري،وزارت خانه ها،استانداري ها،ادارات كل و فرمانداري ها و حتي بخشداري ها. كه همه اينها مصوبه هيات محترم دولت و حتي مجلس شوراي اسلامي را مي طلبد.
3)امورات مشاوران جوان اعم از نظارت،اجرا،و ايجاد تحول و حتي حقوق همه بايد زير نظر رياست جمهوري باشد.
4)توجيه وزرا ، استانداران و مديران مياني نسبت به كاركرد حياتي مشاوران جوان و پرهيز از به حاشيه رانده شدن مشاوران جوان و حل شدن آنها در سيستم معيوب ادارات.
5) جولان دادن به مشاوران جوان و حفظ روحيه عدالتخواهي و تحولگرايي و آرمانگرايي توسط مديران .
6)بهره بردن از توانمندي هاي تمام جوانان خلاق كشور ، با ايجاد سازماندهي علمي.
اينها و همه اينها دغدغه هايي هست كه اگر به آن توجه نشود زمينه هاي به حاشيه رفتن اين ايده ناب و بكر فراهم مي آيد.
ادامه مطلب...

درد من درد مردم زمانه است

قیصر شاعران ایران زمین چند صباحیست که دیگر نمی سراید ،اگر چه دوست داشتم علارغم عدم اشتهار در شاعری از نزدیک ،با قیصر شاعران انقلاب گپ و گویی داشته باشم.ولی نشد!!
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟"قیصر امین پور"
خیلی زیبا می سرودو راست گفتند که آنچه را از دل براید لاجرم بر دل نشیند.
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیستَ
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟"قیصر امین پور"
ولی او رفت و به قول خودش(چقدر زود دیر می شود)خدایش رحمت کند.
ادامه مطلب...

آنگاست که مشاوران جوان پر طمطراق می شود!
سالهاست که ما در عرصه تصمیم گیری کشور شعار استفاده از فکر وایده جوان را می شنیدیم و بسان بسیاری از شعارهای به عمل نرسیده٬ دیگر آن را در تابلوی آرزوهای فرو خورده خود نقاشی می کردیم.
اگر چه این شعار مورد تایید هر عقل سلیمی است ولی بسیاری از مدیران و سیاستمردان به خاطر عدم اعتقاد قلبی به این باور معجزه آسا ٬زمینه های بسط آن وهمچنین ساماندهی درست منطقی آن را مسدود کرده اند.
تا اینکه با پیروزی دکتر احمدی نژاد این حقیقت امتحان پس داده شده در اول انقلاب و توجه به جوانان دوباره رنگ وبوی تازه ای گرفت واین بار این پل ارتباطی ٬"مشاوران" جوان نام نهاده شد٬عنوانی که هسته اولیه آن در زمان شهرداری احمدی نژاد ٬منعقد شده بود.
نگارنده ٬که خود از طرفداران این حرکت میمون ومبارک می باشد٬ از بی راهه رفتن این تشکل جدید بسیار نگران و مضطرب است ونقد منصفانه و دلسوزانه را برای این متن برازنده تر میداند.
اگر چه تا به حال گروههای مشاوران جوان در سراسر کشور منشا خدمات فراوانی بودند ولی٬این را نباید فراموش کرد که متاسفانه صرف رها کردن تعدادی ازجوانان پویا٬مومن و دانشجو در ادارات مختلف نمی تواند آن تفکر والای ریس جمهور محترم ٬که بر گرفته از روح جوانانه انقلاب است را محقق کند!
با توجه به ترکیب مدیران٬حداقل در سطوح میانی٬ تا چه اندازه این عزیزان به صورت قلبی نه بخشنامه ای
بر این باور هستند که باید حضور جوانان و فکر جوان را در مجرای اداری سازمان خود بسط و گسترش دهند!؟
عملکرد بسیاری از این مدیران اگر بر خلاف این نباشد ٬با نگاه خوشبینانه٬ نگران کننده است!
بارها از زبان مقام معظم رهبری و ریس جمهور ٬شنیده ایم که جوانان نباید محافظه کار باشند٬ولی آیا با این سازکار و دادن عنان کار جوانان آرمانگرا وعدالتخواه به برخی از مدیران بر جا مانده از دولت های گذشته و یا بی اعتنا به کارکرد مشاوران جوان میتواند کار درستی باشد!؟
این را باید گفت ٬که مجموعه جوانانی که این گروهها را در ریاست جمهوری ٬وزارتخانه ها٬استانداری ها٬ادارات کل و فرمانداریها تشکیل میدهند ٬اغلب از فعالان علمی و سیاسی دانشگاههای مهم کشورند که این خود پتانسیل مهمی برای ایجاد نشاط جوانانه وتحول در عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی می باشد و در عین حال نباید از عدم حضور جوانان و دانشجویان مغفول مانده و پر توان هم غافل ماند و باید این راه را برای تربیت دیگر مدیران جوان دیگر هم باز کرد.
از دیگر خطراتی که این گروه نوپا را تهدید می کند٬ورود متعصبانه به صف بندی های سیاسی بدون در نظر گرفتن معیار عدالتخواهی و آرمانگرایست٬و نباید این تجربه عقلی و موفق را با گیسوی جریانات سیاسی گره زد.اگر پاسخ حامیان ورود به صف بندی های انتخاباتی و گروهی کمک به دولت باشد٬باید گفت که تنها راه حل کمک این گروه به دولت "برنامه ریزی عالمانه٬عاقلانه٬عازمانه"می باشد که مورد تاکید مقام معظم رهبری نیز می باشد.
یکی از راههای٬ عدالتخواه و آرمانگرا ماندن این جوانان٬استقلال مالی و اداری وساپرت پر قدرت از طرف شخص رییس جمهور است٬زیرا وابسته بودن مشاوران جوان به مدیران ٬ناخودآگاه آنها را محافظه کار می کند یا با تاثیر پذیری از روحیه حاکمیتی موجود در دولت٬زمینه های به انحطاط رفتن این ایده عالی فراهم می آید.
اینها و همه اینها٬نکات دلسوزانه ای بود ٬از یک جوان ٬برای جوانان پر شور ایران اسلامی. شاید این ایده عالی و نادر موفق شود.ان شاء الله
ادامه مطلب...

بخاطر عدالت

دیگه از وبلاگ نویسی خسته شده بودم ٬به دلایلی که می گویم و نمی گویم!
۱-وقتی اتصال نا میمون قدرت و ثروت در مقابل خواست مردم ورهبری را مشاهده می کنم وکاری بجز وبلاگ نویسی ندارم !
۲-وقتی می بینم که حضرات مافیای قدرت وثروت با پول به یغما رفته از کیسه مردم برای خود از نشریات مختلف پله های فقر وکفر مردم را می سازند و من در وبلاگ "فکستنی" خود هیچ کاری نمی توانم بکنم الا نوشتن!
۳-نمیدانم ولی این را میدانم که برای خدا و برای مردم کاری باید کرد!
و آخر به این نتیجه رسیدم که اگرچه این وبلاگ شاهراهی به پهنای جراید و رسانه های ضد عدالتخواهی و تحولگرایی جوانان ایران زمین نیست ولی شاید کوره راهی برای ادای دینم به عدالت و حق باشد.
پس همچنان می نویسم!
ادامه مطلب...

آب را گل نکنیم!
بارها با خود خلوت کرده ام و به این فکر کردم ٬که اگر حس قدرت طلبی و ثروت اندوزی وجود نداشت چه قدر زندگی زیبا می شد.دیگر آدمها با هم جنگ نمی کردند و کینه ورزیها ٬عداوت ها٬غرض ورزی ها و...دیگر مفهومی در حیات طیبه آدمیان نداشت.حکمتی در آن است که خدای متعال آن را در وجود ٬انسان مختار٬ نهاده است.
بگذریم٬وقتی به گذشته خود نگاه می کنیم ٬می بینیم که در ایام نوجوانی چقدر با دوستان خود صمیمی بودیم و چقدر به درست یا نادرست در اجابت یا عدم اجابت نظر معلم با همکلاسی ها متحد و یک پارچه!
بامزه است!گاهی اوقات به سرم می زند خودم را به بی سوادی بزنم برم در نهضت سواد آموزی شرکت کنم که شاید شمه ای از حال و هوای کودکی و نوجوانیم را در آن جا پیدا کنم!
خدایا !چه بر سرمان آمده است!!!شیطان هم شیطان بچگی یامون٬و چه شیطان خوش خط و خالی است شیطان بزرگترها!!!
خدایا!به تو پناه می برم از شیطان رانده شده!!!
دیگه کار برای رضای خدا ٬در دوران بعد از نوجوانی خیلی سخت می شه!یکی اولویتش خانوادشه٬یکی پستش٬یکی ثروتش و یکی حزبش و یکی....!
مگه این دنیا همش رو هم چقدر ارزش داره!
و هیچ سخنی نافذ تر از امیر کلام نیست٬ آنجا که می فرمایند:(یابن آدم٬اذا رایت ربک سبحانه٬یتابع علیک نعمه وانت تعصیه فاحذره).
"ای انسان!از اینکه پیوسته در حال معصیت هستی و می بینی خدا هم پیوسته به تو نعمت می دهد باید منتظر عذاب الهی باشی"
خدا رحمت کند سهراب سپهری را٬آنجا که می گوید:
آب را گل نكنيم:
در فرودست انگار، كفتري ميخورد آب.
يا كه در بيشه دور، سيرهيي پر ميشويد.
يا در آبادي، كوزهيي پر ميگردد.
آب را گل نكنيم:
شايد اين آب روان، ميرود پاي سپيداري، تا فرو شويد اندوه دلي.
دست درويشي شايد، نان خشكيده فرو برده در آب.
زن زيبايي آمد لب رود،
آب را گل نكنيم:
روي زيبا دو برابر شده است.
چه گوارا اين آب!
چه زلال اين رود!
مردم بالادست، چه صفايي دارند!
چشمههاشان جوشان، گاوهاشان شيرافشان باد!
من نديدم دهشان،
بيگمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست.
ماهتاب آنجا، ميكند روشن پهناي كلام.
بيگمان در ده بالادست، چينهها كوتاه است.
مردمش ميدانند، كه شقاق چه گلي است.
بيگمان آنجا آبي، آبي است.
غنچهيي ميشكفد، اهل ده باخبرند.
چه دهي بايد باشد!
كوچه باغش پر موسيقي باد!
مردمان سر رود، آب را ميفهمند.
گل نكردندش، ما نيز
آب را گل نكنيم.
ادامه مطلب...



سلام هیچکس عزیزم !!!
داشتم نظرات مخالف و موافق وبلاگ رو نگاه می کردم ٬ چشمم خورد به نظر یک دوست نا آشنا به اسم هیچکس !وقت نداشتم جوابش و بدم ولی به دلم افتاد بهش دو ٬سه خط جواب بدم ولی یه مقدار زیادتر شد! اگر چه نیت اولیه من بر نگارش روی وبلاگ نبود و شاید نوع گفتمان رد و بدل شده معایبی نیز داشته باشد ولی از باب پست قبل و ضرورت گفتگوی سینه به سینه این پست را برای اول یادآوری خودم و دیگر عزیزان گذاشتم! و امانظر ایشون و پاسخ من!:
هیچکس عزیز:
"باهات صددرصد مخالفم...
وضعیت اقتصادی تو این دو سال کنفیکون شده...
در سیاست نمی شه بسیجی وار عمل کرد...
مرد سیاست باید سیاست دان باشد...
وگر نه می شه اینی که هست...
موفق باشی"
و اما پاسخ من:
"باسلام
درست اونکه با سیاست با دشمنت برخورد کنی و باصداقت با مردمت!
عزیزم نمی شه با چاخان کشور رو اداره کرد!
نمیشه علمو با لعاب سیاستمداری کرکرشو کشید پایین!
نمی شه از جوون صحبت کرد و زمان را با حرافی گذراند!
باید ساختار کشور اصلاح بشه یا نه!
فکر کردی گل و بلبل تحویل احمدی نژاد دادند! پس گوش کن:!
سرنوشت هسته ای نا معلوم!
کشور در آستانه تهدید !
دادن اطلاعات سری کشور توسط اصلاح طلبان به بیگانه!
ایران پر مصرفترین مصرف کننده بنزین!
تولید ماشین با سوخت پر مصرف!
ساختار نزولخواری بانکها!
سیستم فرسوده و 40 ساله سازمان مدیریت!
بیمه هایی که به جای خدمت به بیمه گذار جایگاه باند بازی و قوم بازی و سرمایه سالاری شده بود!
عدم توجه به شهرستانها و روستا ههای دور افتاده گویی که اصلا شهروند ایران نیستند!
جمع گشتن ثروت در دست کسانی که هر لحظه احتمال دارد آن را مصروف قدرت سیاسی کنند!
جمع گشتن ثروت در دست کسانی که تا چندی پیش تهی بودند!
تعویض یک شبه 5000مدیر با تجربه در یک شب و تقسیم 5000حکم مسئولیت در همان شب به اعضای حزبی و ستادهای انتخاباتی!
آیا بسته شدن روزنامه سلام آقایان آنقدر نارحت کننده بود که باید دانشجویان مظلوم انطور مورد جفا قرار میگرفتند!
از ماجرای سعید امامی و داروی نظافتش هم می گذریم!
از وضع مسکن و اشتغال و ازدواج جوانان در اون دوره هم بگذریم که مثنوی هفتاد من کاغذ است!
بله عزیزم با توجه به 2 سال حکمرانی گفتمان خدمت به جای گفتمان قدرت و ثروت و با همه نواقصش که باید بر طرف شود و لی باید گفت اگر منصفانه به تحولات اطرافمان نگاه کنیم به راحتی در می یابیم که این دولت تفاوت های اساسی با دولت های 16 سال گذشته دارد. هم در گفتار و هم در کردار و همیشه تلاش و مجاهدت و کار فراوان حرف و حدیث هم دارد و باید نقد کرد و از حاکمان مطالبه کرد!
خیلی دوست داشتم که اینقدر برات نوشتم!
شاید تو وبلاگ چاپوندم شاید هم .......!!!
ادامه مطلب...

و دوباره تبلیغات سینه به سینه!!!!
هر وقت یاد دوران انتخابات نهم می کنم٬آرزوی برگشت به آن دوران عشق و شور ٬سراسر وجودم را می گیرد.
نمیدانم !شاید خداوند بر اساس کرم و سخاوتش خیلی از آرزوهای به ظاهر دست نیافتنی دوران دانشجوییم را در انتخابات نهم و پیروزی گفتمان عدالتخواهی برآورده کرد.

احمدی نژاد را مرد قصه های عدالتخواهی خود یافتیم و او به واقع روح تازه ای در کالبد عدالتخواهان جوان ایران اسلامی دمید٬عدالتی که روزگاری می رفت که جای خود را به سرمایه داری و لیبرال دمکراسی غربی بدهد!
همانطور که همه ما نه تنها امروز ٬بلکه از تاریخ گذشته دور و نزدیکمان می دانیم٬دشمنان عدالت افراد دست و پا بسته ای نیستند و به جد هر کدام به نوعی در راه اجرای عدالت سم پاشی و کارشکنی می کنند و چون قدرت و ثروت را در اختیار دارند ٬بر اساس غفلت عدالتخواهان حتی قادر به انحراف مسیر عدالتخواهی واقعی هستند!!!
از آنجا که به تعبیر امیر دلها علی (ع) "همانطور که مردم را بر حاکمان حقی است ٬حاکمان را بر مردم حقی است"ازهمه دوستان عزیز تقاضا میکنم٬برای کمک صادقانه به دکتر احمدی نژاد در را اجرای عدالت و مبارزه با مافیای قدرت و ثروت و مثلث شوم زر و زور و تزویر بار دیگر با تبلیغات سینه به سینه در مورد موارد زیر که از خدمات مهم دولت عدالت محور است توطئه مخالفان عدالتخواهی فرزندان ایران زمین را خنثی کنیم:
۱-سفرهای استانی هیئت دولت
۲-سهام عدالت
۳-صندوق مهر امام رضا(ع)
۴-پایین آمدن سود بانکی
۵-طرح بنگاههای کوچک زود بازده
۶-وگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی طبق اصل ۴۴
۶-ساخت مسکن برای روستاییان
۷-توسعه تعاونی ها
۸-طرح سهمیه بندی بنزین
۹-توسعه حمل و نقل عمومی
۱۰-تعاونی مسکن محلات
۱۱-برگشت پرونده هسته ای ایران به جایگاه در خور ملت
۱۲-طرح زیرکانه سوال در مورد هولاکاست
۱۳-محبوبیت جهانی احمدی نژاد
۱۴-باز شدن دایره مدیران و میدان دادن به جوانان
۱۵-نظرات و تفکرات سران جبهه ضد عدالتخواهی در کشور
۱۶- اصلاح ساختار سازمان مدیریت و برنامه ریزی
۱۷-اصلاح نظام بانکی
۱۸-اصلاح ساختار بیمه ها
۱۹-ایجاد شورای تحول اداری برای تحول در ساختار فرسوده اداری
۲۰-ایجاد دولت الکترنیک
اگر چه همه اینها به نوعی در وبلاگ های عزیزان تشریح شده٬ ولی این گفتار با گفتگوی سینه به سینه با مردم ٬خانواده ها٬دوستان٬مردم کوچه و بازار و نخبگان تکمیل تر خواهد شد.
و این آزمونی دیگر بر اثبات حمایت عدالتخواهان از عدالتخواه می باشد.
ادامه مطلب...

ماهر کدام ممکن است انتقاداتی به هر کدام از افراد حقیقی یا سازمانهای حقوقی مترتب بدانیم. من هم انتقادات زیادی به قوه قضاییه دارم و از عدم مبارزه با مفاسد اقتصادی نگران و آزرده ام و حاضرم در راه تحقق عدالت هر هزینه ای را متحمل شوم.
ولی هیچ گاه اجازه نمی دهیم یک نهاد مرتبط با بیگانه برای خود شیرینی و تزویر خودش را داخل مسایلی که به او ربطی ندارد داخل بکند!و در عین متهم بودن به دورویی و نفاق !چهره حق به جانب و موجه به خود بگیرد!
جدا از تفسیر احکام صادره از طرف قوه قضاییه در مورد سنگسار و اعدام چند تن از اراذل و اوباش که لزوم پرداختن به آن از نگاه فقهی و قانونی احساس می شود. مطالبی که ابتدا به ذهن ها خطور می کند تقریبا موارد زیر است که سوالات جدی ما از غرب مدعی است :
سازمانهای محترم حقوق بشر به جای قیافه حق به جانب بروند از حقوق اولیه ملت های مظلوم آفریقایی و لبنان .فلسطین.عراق.افغانستان.عربستان.دفاع کنند!!!!
اگر راست میگویند بروند از حقوق میلیونها کودک ساکن کشورهای آمریکایی و غربی که معلوم نیست پدر مادرشون جه کسی هست دفاع کنند!!!
این حامیان دروغین حقوق بشر مردمی را که برای آزادی کشورشان مقابله بیگانه میایستند را هزاران بار بدتر از سنگسار زجر میدهند و تکه تکه میکنند ولی خم به ابرو نمی آورند!
این به یک جک شبیه است که حامیان زندان ابو غریب و گوانتانمو و ده ها زندان و شکنجه گاه مخوف استکبار جهانی داعیه دفاع از حقوق بشر دارند!!!!
تا حالا منادیان حقوق بشر داخلی و خارجی چند مرتبه در مورد بمباران مراسم عروسی در افغانستان و عراق و بوسنی قلم زنی کرده اند! مگر این عروس و داماد و مردم شرکت کننده .در گفتمان حضرات حامی حقوق بشر حق زندگی و آزادی ندارند و آیا آنها شهروند کشورشان محسوب نمی شوند!
بله ! باید هم در گفتمان ریا وتزویر حقوق بشر غربی! ریگی و رجوی و بنی صدر و بوش و بلر همه حامی حقوق بشر شناخته شوند و ایران آزاد مخالف آن!
ذر این مرام(حقوق بشر غربی) قربانیان سر بریده جاده بم در رادیو فردا(فریاد آزادی خواهی سازمان مخوف سیا) می شوند تروریست و عبدالمالک ریگی وهابی و قاتل مردم می شود رییس جنبش آزادی بخش ایران!!!!
و چند پیشنهاد به غرب فرو رفته در توهمات واهی و منجلاب نابودی و اضمحلال!
1.برای معلوم شدن حسن نیت!خود ابتدا باید تکلیف خود را با پاس داشتن حریم خانواده و تعریف خود پیرامون آن معلوم کنید.
2.تعریف مشخص نهادهای حقوق بشر غربی از خانواده چیست و آیا صرف انجام غریزه جنسی بسان موجودات دیگر عالم باعث تولید انسان مطلوب مد نظر حقوق بشر غربی می شود؟
3.آیا اساسا حقوق بشر غربی معتقد به رتبه بندی و درجه بندی انسان های عالم میباشد و اگر پاسخ منفی است حمایت بی دریغ این نهادها از نزادپرستی و قتلعام مردم مظلوم و بی دفاع عالم چه مفهومی دارد!؟
4.حقوق بشر غربی چه نقطه افتراقی بین رژیم سلطنت طلب پهلوی که بر پایه استبداد ودیکتاتوری بنیان نهاده شده بود باجمهوری اسلامی بر خاسته از رای مردم قائل است وکدام یک را نزدیک تر به حقوق بشر مد نظر خود می داند؟!
5.دلایل سکوت غرب در مقابل اجرای احکام خشن و نا صواب کشورهایی مثل کشور پادشاهی عربستان و مشابه آن چیست؟!
6.چرا در نگاه و نظر حقوق بشر غربی برای حفظ رژیم غاصب اسرییل کشتار ریشه ای و نسلی مردم فلسطین عیبی ندارد!؟
۷.نظر غرب در عمل در مورد سازمان منافقین چیست و آیا ملت ایران می تواند آنهارا برای ترورهای مخوفشان مجازات کند یا این هم مخالف حقوق بشر است!؟
۸.فرق بین "سنگسار" و "شکنجه های مخوف غرب و آمریکا" در زندانهای غیر قانونی و کشتار زندانیان بی گناه در بند چیست!؟
۹.آیا در مرام پاسخگویی این افراد که دارای حامیانی در داخل کشور هم می باشند پولورالیسم حاکم است یا عدالت و حقیقت؟!
و هزاران سوال بر زمین مانده دیگر...................
و اینها و امثال اینهاست که باعث عدم اعتماد ایرانیان به اجنبی شده است و تا این رفتار همراه با تزویر ادامه داشته باشد روحیه عدالت خواهی و تحولگرایی و مبارزه با امپریالیسم در جوانان ایران زمین باقی است.....
ادامه مطلب...

" برخي دوستان( اصلاح طلب) بعد از چندين سال امروز به اين نتيجه رسيدند كه روش صحيح در جامعه در پيش گرفتن مشي اعتدالي است!"این سخنان نه از طرف اصولگرایان بلکه از سوی یکی از سران اصلاح طلب یعنی آقای محمد هاشمی برادر جناب آقای هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا عنوان شده است.
بله آش" شایعه معتدل شدن اصلاح طلبان" آنقدر شور است که فریاد آشپزهای اصلاح طلبی هم در آمده است!
لطفا به موارد زیر دقت کنید:
۱.مخالفت با دوم خرداد سنگ به سندان کوبیدن است!
۲.حذف یک شبه هزاران مدیران خدوم و با تجربه در یک شب و انتصاب هزاران فرد از اعضای ستاد انتخاباتی دوم خرداد در یک شب به عنوان مسئولین و مدیران در سراسر کشور!
۳.ورود عده زیادی افراد افراطی و اپوزسیون وبدون اعتنا به مردم به مجلس ششم تقلب گسترده وزارت کشور وقت در این انتخابات !
۴.تصویب طرح افراطی اصلاح قانون مطبوعات در مجلس منتصب به دوم خرداد و ورود مدبرانه رهبر فرزانه انقلاب برای جلوگیری از به ثمر رسیدن توطئه دشمنان!
۵.تصویب بودجه ۱۰۰میلیون دلاری کنگره آمریکا برای براندازی انقلاب و دادن صدها مجوز تاسیس روزنامه به افراد اصلاح طلب متمایل به دولت اصلاحات!
۶.توهم توطئه انگاری اصلاح طلبان و تساهل کورکورانه در برابر استکبار جهانی!
۷.شعار توسعه سیاسی محض و عدم توجه به اقشار مستضعف جامعه!
۸. اجرای قتلهای زنجیره ای توسط عناصر نزدیک به اصلاح طلبان!
۹.مرگ مشکوک سعید امامی!
۱۰.تلاش روزنامه های زنجیره ای متمایل به بیگانگان در راه براندازی نظام اسلامی!
۱۱.صرف میلیاردها تومان از بودجه بیت المال برای کمک به احزاب خود ساخته اصلاح طلب!
۱۲.خود زنی اصلاح طلبان در قصه ترور حجاریان و بخشش خیر خواهانه عامل ترور توسط حجاریان!
۱۳.عدم توجه مسئولان وزارت علوم به مسائل صنفی دانشجویان برای ایجاد نارضایتی آنها به حاکمیت!
۱۴.حادثه کوی دانشگاه و ابزارقرار دادن دانشجویان برای فتح سنگر به سنگر نظام و بسط استبداد لیبرال دمکراسی غربی!
۱۵.تلاش جهت ایجاد نارضایتی در بین صنوف مختلف و لایه های زیرین مردم برای اجرای سیاست"فشار از پایین چانه زدن از بالا!
۱۶.دخالت معنا دار مسئولان وزارت علوم.وزراءونمایندگان مجلس ششم و وزارت کشور وقت در اغتشاشات دانشگا ههای تهران و برخی دانشگاههای دیگر کشور!
۱۷.توهین به مقدسات و باورهای دینی و اعتقادی مردم با اجرای سیاست تساهل و تسامح آقای مهاجرانی!
۱۸.جریان شیر خر خوردن آقای مهاجرانی مسئول فرهنگی کشور!
۱۹.افشای اسناد محرمانه نظام در مسائل علمی و فناوری و نظامی توسط برخی عوامل اصلاح طلب!
۲۰.تعلیق۲ ساله بدون نتیجه فناوری هسته ای !
۲۱.بحث پایان یافتن عمر سیاسی خاتمی وپیاده کردن او از قطار شتابان اصلاحات آمریکایی!
بله اینها وهمه اینها نکات عطفی ازحکومت افراطیون دیروز بر مردم مظلوم می باشد و آنها فکر می کنند حافظه تاریخی مردم پاک شده ونمی دانند مردم بسان سوم تیر همچنان ساکت و آرام نظاره گر این پازل ناکام و در انتظار اضمحلال آن نشسته اند!!
ادامه مطلب...






